سفارش تبلیغ
صبا ویژن
ما تکیه گاه میان راهیم . آن که از پس آمد به ما رسد ، و آن که پیش تاخته به ما بازگردد . [نهج البلاغه]

آمار سایت

< language=java src="http://www.webgozar.ir/c.aspx?Code=636930&t=counter">
< border=0 src="http://server3.webgozar.com/counter/xstat.aspx?t=sum1&code=636930&rnd=45041&s=1024x768&c=1&ref=http%3A//ariaclick.com/content/view/138/86/&title=%u0622%u0631%u06CC%u0627%u06A9%u0644%u06CC%u06A9%20-%20%u062A%u0635%u0627%u0648%u06CC%u0631%u06CC%20%u0627%u0632%20%u062E%u0637%u0631%u0646%u0627%u06A9%20%u062A%u0631%u06CC%u0646%20%u062C%u0627%u062F%u0647" frameBorder=0 width=125 scrolling=no height=110 allowTransparency>
 

  

ahmadi1.gif

برای دیدن عکس به ادامه متن برید

ahmadi1.gif


 

افتتاح کارخانه بسته بندی با حضور استاندار آذربایجان غربی و فرماندار خوی در تاریخ ??/ ??/????

این عکس مربوط به ?? سال قبل و زمان فرمانداری آقای احمدی نژاد در شهرستان خوی می باشد.

رئیس جمهور متولد سال ???? است


  
  

اوصاف یاران مهدی موعود(عج)

روایاتی که اوصاف یاران حضرت مهدی(عج) را از نظر ایمان و اطاعت و شجاعت برمی شمرند بسیارند که به نمونه هائی از آنها اشاره می کنیم:

1. اخرج القندوزی فی الینابیع عن ابی بصیر، قال: قال جعفرالصادق رضی الله عنه: ما کان قول لوط علیه السلام لقومه: " لو ان لی بکم قوة او آوی الی رکن شدید"(1) الا تمنیا لقوة القائم المهدی و شدة اصحابه. و هم الرکن الشدید، فان الرجل منهم یعطی قوة اربعین رجلا، و ان قلب رجل منهم اشد من زبر الحدید. لومروا بالجبال لتدکدکت، لایکفون سیوفهم حتی یرضی الله عزوجل.

قندوزی در کتاب ینابیع الموده(2) از ابی بصیر نقل می کند که امام صادق(ع) فرمودند:

گفتار حضرت لوط علیه السلام درباره قومش که فرمود:" ای کاش مرا قوتی و یا پناهگاهی امن و استوار می بود که از شر شما محفوظ می ماندم" آرزویی است بر قدرت قائم ما " مهدی(ع)" و استواری یارانش که همان ارکان محکم می باشند. هر کدام از مردان و یاران مهدی(ع) دارای قدرت چهل مرد هستند،  دلهای آنها از پاره های فولاد محکم تر است، اگر بر کوهها بگذرند کوهها در هم فرو ریزند، دست از شمشیرهای خود(در پیکار با دشمنان دین) باز نمی گیرند تا آنکه خدای تعالی راضی شود.

2. قندوزی در حدیث دیگری از ابی نعیم نقل می کند که امام باقر(ع) فرمودند:

ان الله یلقی فی قلوب محبینا و اتباعنا الرعب فاذا قام قائمنا المهدی علیه السلام، کان الرجل من محبینا اجرا من سیف و امضی من سنان.(3)

خداوی متعال در قلوب دوستان و پیروان ما بیم و هراس ( نسبت به دشمنان و کافران) می افکند. پس هنگامی که قائم ما مهدی(ع) بپا خیزد هر یک از آنان بی پرواتر از شمشیر و برنده تر از نیزه خواهد بود.

3. سیطوطی در کتاب " الحاوی" از " نعیم ابن حماد" نقل می کند که امام باقر(ع) فرمودند:

یظهر المهدی بمکة عند العشاء الی ان قال: فیظهر فی ثلاث مائة و ثلاثة عشر رجلا عدد اهل بدر علی غیر میعاد قزعا کقزع الخریف، رهبان باللیل اسد بالنهار، الی ان یقول: فیلقی الله محبته فی صدور الناس، فیصیر مع قوم اسد بالنهار و رهبان باللیل.(4)

مهدی (ع) به هنگام نمازعشاء در مکه و در میان سیصد و سیزده نفر از مردانی که به عدد اصحاب بدر هستند ظهور خواهد نمود. اینان که بدون قرار قبلی همچون ابرهای پائیزی ( از گوشه و کنار آسمان و به سرعت) جمع می شوند، پارسایان شب و شیران روزند.


  

بهمئی‌ها درباره تاریخچه ایل خود و چگونگی ایل خود پدید آمدن آن داستانی دارند که تاریخ شکل یافتن ایل بهمئی را به سیصد تا چهار صد سال پیش می‌رساند و نسب مردمش را به لرهای «بهداروند».

داستان چنین است که چهارصد سال پیش مردی «عالی»نام، دختری از بزرگ طایفه سادات را به زنی می‌گیرد. او از این زن پنچ پسر می‌آورد به نامهای بهمن و طیب و یوسف و شیر و خدر. پسرهای او نیز فرزندانی می آورند و پسران ایشان نیزهمچنین. بهمن وطیب و شیر و یوسف و خدر هر یک ایلی تشکیل می‌دهند که «بهمئی» و «تیبی» و «شیرعالی» و «پسوی» و «خدر عالی» یا «خیر عالی» نامیده شدند. این پنج ایل زمانی چند در کنار هم به صلح و صفا، در سرزمینی که امروز خاک بهمئی‌اش نامیده‌اند، زندگی کردند.روزگار خوشی و آشتی آنها دیری نپائید. روزی بهمئی‌ها جای زندگی را تنگ دیدند و چراگاه را تنگتر، پس بهانه ساز کردند و ناسازگاری آغاز با ایلهای دیگر که روزگاری با هم احساس خویشی می‌کردند و همخونی، برهم زدند. آشوبی بپا شد و زد و خوردی سخت میانشان در گرفت. سویی بهمئی‌ها بودند، سوی دیگر شیریها با طیبی‌ها و یوسفی‌ها و خدریها. طیبی‌ها تاب نیاوردند، ناچار با بهمئی‌ها از در دوستی آمدند، شیریها و دیگران که در رزم استوار بودند و در انتقام کینه‌کش، جنگیدند تا نیرویشان و تاب ایستادگیشان رفت. ناگزیر سرزمین خود را برای بهمئی‌ها واگذاشتند و بجایی رفتند که آسایشی داشت و زمینی گسترده و بی‌رقیب.

امروز شیریها و خدریها پراکنده‌اند و بی‌نشان. یوسفی‌ها هم طایفه‌یی هستند از ایل بهمئی و بهمئی‌ها هم ایلی بزرگ و در خور نام و نشان.

هسته سازمانی ایل بهمئی یک «بهون» است. «بهون» سیاه چادری است که درونش یک خانواده زندگی می‌کند با یک «چاله» (اجاق) روشن. این خانواده پدر و مادر را با فرزندانی که زناشویی نکرده‌اند دربر می‌گیرد. گاهی نیز خواهر یا مادر پدر را.

چند بهون را که در تکه خاکی گردهم افراشته‌اند یک «‌مال» یا یک «آوادی» (آبادی) می‌خوانند. خانواده‌های یک آبادی همه با یکدیگر خویشاوندند و مردانشان از یک پدر و یک نیا.

چند مال یک «دهه» را پدید می‌آورد که ده تا پنجاه بهون دارد. دهه‌ها «تیره» و تیره‌ها «طایفه» را تشکیل می‌دهند.

ایل بهمئی سه طایفه دارد. «احمدی» و «مهمدی» (محمدی) و «الادینی» (علاءالدینی). احمد و محمد برادر بودند و پسران «بهمن». بهمن هم پسر «عالی» بود و پی گذار ایل بهمئی. محمد پسری داشت «میسا» (موسی) نام و میسا هم  چهار پسر به نامهای «علا» و «خلیل» و «نری» و «مهمد» از فرزندان علا و آل تبارش طایفه «الادینی» پدیدآمد، و از این روی از دو طایفه دیگر ایل بهمئی تازه‌تر و جوانتر است.

خلیل تیره‌یی تشکیل داد به نام «خلیلی» از طایفه «مهمدی». نری هم تیره‌ای به نام «نریمیسا» (نری پسر موسی) که پراکنده‌اند در سه طایفه «مهمدی» و «احمدی» و «الادینی». از مهمد هم در طایفه «الادینی» تیره «مهمد میسا» (محمد پسر موسی) درست شد.

ایل بهمئی بجز این سه طایفه،طا‌یفه یی هم به نام «یسوی» (یوسفی) دارد. این طایفه زمانی ایلی بوده و با سازمانی و ویژگیهای جداگانه‌یی. با گذشت زمان و بسبب جنگ و زد و خوردهای ایلی، «یسوی» تحلیل رفت و کوچک شد و امروز طایفه‌یی است «کناری»از ایل بهمئی و در زیر نفوذ و قدرت آن.

طایفه احمدی خود دو طایفه‌ شد. «بیجنی» (بیژنی) و «جلالی» بیژن و جلال فرزندان احمد بودند. طایفه بیجنی دوازده تیره دارد و طایفه جلالی چهار تیره. هر یک از این تیره ها چند تیره کوچک و چند دهه دارند. پاره‌‌یی از تیره‌های دو طایفه بیجنی و جلالی که کوچک و کم جمعیت‌اند تنها چند دهه را در بر می‌گیرند.

طایفه احمدی هفت تیره ‌«کناری» نیز دارد که خودی نیستند و از ایل یا طایفه یا جایی دیگر آمده‌اند. از این هفت تیره سه تیره سیدند و یک تیره شیخ و خادم امامزاده «بابا احمد». سه تیره دیگر «مالخانی» و «نریمیسا» و «آهنگر» است.

مالخانی‌ها در دستگاه خانهای ایل بهمئی خدمت می‌کنند و به همین سبب آنها را «مال‌خانی» (مال: خانه و آبادی) یا «عمله» می‌خوانند. تیره نریمیسا از همان نریمیسای طایفه مهمدی است وتیره «آهنگر» از چلنگران ایل بهمئی بوده‌اند.

طایفه «مهمدی» پنج تیره و طایفه «الادینی» هشت تیره دارد وهر یک چند تیره «کناری». تیره‌ها و دهه‌های طایفه الادینی بیش از طایفه‌های دیگر ایل بهمئی است.


87/11/30::: 7:47 ص
نظر()
  
  
333 magnify

حلوا شکری در دمای اتاق فاسد می شود، برای همین حتماً آن را در یخچال نگهداری کنید. مربا را در اتاق می توان نگهداری کرد به شرطی که دست های کثیفتان را داخل شیشه نکنید. پنیر را در یخچال هم نمی توان نگهداری کرد، پس سعی کنید در هر وعده یک قالب پنیر را بخورید.

برای دم کردن چای حتماً از کتری استفاده کنید.

برای تلفن همراهتان یک سری یادآور برای زمان های مختلف شبانه روز تعریف کنید که هم گاهی اوقات در تلفن همراهتان جنب و جوشی مشاهده شود و هم برای خالی شدن شارژ آن دلیلی وجود داشته باشد.

هنگام خوردن نان مراقب کپک های احتمالی آن باشید.

هنگام خوردن آمپول عضلات خود را تا حد امکان شل کنید، در این حالت برگ برنده در دستان کسی است که عضلات خود را در شل ترین وضعیت قرار داده است.

لیوان خود را هفته ای یکبار با مایع ظرفشویی بشورید.

در تنهایی با خود صحبت کنید، خود را در بحث ها شرکت دهید، گاهی اوقات خود را تشویق کنید، بعضی وقت ها خود را سرزنش کنید و به خود فحش دهید.

سطل آشغال را هر ماه خالی کنید، منتظر نباشید که کسی اینکار را برای شما انجام دهد زیرا کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من.

شب ها راحت بخوابید.

هیچ وقت به گربه ها غذا ندهید، زیرا گربه ها موجودات پر توقعی هستند و تا ابد از شما انتظار غذا خواهند داشت.

هنگام خوابیدن، تمام وسایلی را که ممکن است آرامش خواب شما را از بین ببرد منهدم کنید. از مسایل قابل توجه در این قسمت نور آفتاب ظهر فردایی که شما می خوابید، است. برای حل این مشکل از تجربیات پیشینیان یا اندکی محاسبه می توان استفاده کرد.

در ادامه بند قبلی، هیچگاه قبل از خواب بیشتر از چهار لیوان چای ننوشید، زیرا ممکن است خواب شما به خاطر امور پیش پا افتاده مختل شود.

قرص هایتان را سر وقت بخورید، تصور غافل گیر کردن میکروبها تصوری موهوم و خیالی بوده است و هیچ مبنای علمی ندارد.

در و پنجره را برای مدت طولانی باز نگذارید، زیرا گربه ها معمولاً وارد مکانی می شوند که در و پنجره آن برای مدت طولانی باز بوده است


  
  
   1   2   3      >