سفارش تبلیغ
صبا ویژن
از امام رضا علیه السلام پرسیده شد : آیا مردم می توانند پرسیدن از چیزی را که بدان نیاز دارند واگذارند؟ فرمود : نه . [یونس بن عبدالرحمان از برخی یارانش]
تصاویر دیدنی قدیمی از مسجد الحرام ، رمی جمرات، عیدقربان، صحرای عرفات، بندرگاه و فرودگاه در نیم قرن پیش
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

  
  

بنام معبود دلهای عاشق و منتظر

هم اکنون دهم  آذر ماه سال هزار سیصد و هشتاد و هفت شمسی، است برابر با یکم ذی الحجه سال هزار چهار صد و بیست  و هشت هجری قمری در روستای ما ماه قربان امسال با سالهای دیگر تفاوت زیادی دارد به دلیل اینکه روستای حسن آباد تل کمین امسال تعداد چهل و هفت مسافر خانه دوست دارد خوشا به سعادتی که خداوند عز و جل نسیبشان کرده است.

چند روز قبل از سفرشان حال و هوای ده نا خود آگاه انسان را به یاد روزهای اول سال عید نوروز می انداخت  باازار دید وباز دید حسابی داغ شده بود،موقع رفتن جلو ده همه مردم اهم از زن و مرد حتی کودکان و سالمندان جمع شده بودند تا زائران کوی دوست را بدرقه کنند همه با هم یکی شده بودند مسافران با چشمانی لبریز از اشک شوق با مردم وداع می کردند هر کس نمی دانست فکر می کرد، اینان سفری بدون بازگشت دارند ولی همه می دانستند که این اشک شوق است،خلاصه کلام حاجیان آینده سوار بر اتوبوس شدند و سفر عشق را با بدرقه با شکوه آغاز نمودند.امروز هشت روز از سفرشان به دیار دوست می گذرد
  
  

 

دنیا هنوز تشنه یک جرعه سیب توست

چشمش پی اجابت امن یجیب توست

لطفت نصیب هر دو جهان شد عجیب نیست

توآشناترینی و غربت نصیب توست !

 

.....................

 

یکی از جمعه ها جان خواهد آمد  

به درد عشق درمان خواهد آمد

غبار از خانه دلها بگیرید

که بر این خانه مهمان خواهد آمد...

 ..................

 

 

کدام جمعه دعا مستجاب خواهد شد

سوار صاعقه پا در رکاب خواهد شد

کدام جمعه ز عطر بهشتی گل یاس

بهار غرق شمیم گلاب خواهد شد

..................

 

شب گذشت از نیمه ای دل مونس و همدم کجاست؟

شمع می پرسد ز پروانه گل نرگس کجاست؟

بر  عزای مادرت یابن الحسن خود هم  بیا

تا نگویند این جماعت بانی مجلس کجاست

................

ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم

در ره عشق جگردارتر از صد مردیم

هر زمان بوی خمینی به سرافتد

دور سید علی خامنه ای می گردیم 

................

 

امشب غریب است علی یا فاطمه
خاموش ابی است علی یا فاطمه
سر گشته و حیران از پی ات در هر مکان
ای وای و صد آه بر غمت یا فاطمه

................

مسلمانان چرا شب دفن شد صدیقه کبری
چرا گم گشت نشان قبر آن انسیه حوری
هنوز از ختم رسل نگذشت ایامی
نگین خاتم پیغمبران بشکست واویلا

  
  
 
87/8/10::: 7:53 ص
نظر()
  
  
لطیفه
گویند: عربى در بیابان گربه اى را شکار کرد و نفهمید چیست ؟ کسى او را دید و گفت : این سنور چیست ؟ و دیگرى او را ملاقات کرد و گفت : این هر چیست ؟ و سومى او را دیده و گفت : این قط چیست که به دستت گرفته اى ؟ و چهارمى او را دید و گفت : این ضیون چیست ؟ و پنجمى با او برخورد کرد و گفت : این خیدع چیست ؟ و ششمى او را دیده و گفت : این خیطل چیست ؟ هفتمى او را دید و گفت : این دمه چیست ؟
عرب بیابانى گفت : آن را مى برم و مى فروشم شاید خدا به وسیله آن مال کثیرى به من بدهد آن را به بازار آورد، کسى به او گفت : چند مى فروشى ؟ گفت به صد درهم ، به او گفتند آن بیش از نیم درهم ارزش ندارد، گربه را انداخت و گفت : خدا لعنتش کند چقدر اسمهاى زیادى دارد ولى پولش ‍ کم است

87/7/16::: 7:36 ص
نظر()
  
  
   1   2      >