سفارش تبلیغ
صبا ویژن
اگر از خدا چنانکه باید می ترسیدید، به دانشی بی نادانی دست می یافتید و اگر خدا را چنانکه باید می شناختید، با دعایتان کوهها از میان می رفتند . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]

بهمئی‌ها درباره تاریخچه ایل خود و چگونگی ایل خود پدید آمدن آن داستانی دارند که تاریخ شکل یافتن ایل بهمئی را به سیصد تا چهار صد سال پیش می‌رساند و نسب مردمش را به لرهای «بهداروند».

داستان چنین است که چهارصد سال پیش مردی «عالی»نام، دختری از بزرگ طایفه سادات را به زنی می‌گیرد. او از این زن پنچ پسر می‌آورد به نامهای بهمن و طیب و یوسف و شیر و خدر. پسرهای او نیز فرزندانی می آورند و پسران ایشان نیزهمچنین. بهمن وطیب و شیر و یوسف و خدر هر یک ایلی تشکیل می‌دهند که «بهمئی» و «تیبی» و «شیرعالی» و «پسوی» و «خدر عالی» یا «خیر عالی» نامیده شدند. این پنج ایل زمانی چند در کنار هم به صلح و صفا، در سرزمینی که امروز خاک بهمئی‌اش نامیده‌اند، زندگی کردند.روزگار خوشی و آشتی آنها دیری نپائید. روزی بهمئی‌ها جای زندگی را تنگ دیدند و چراگاه را تنگتر، پس بهانه ساز کردند و ناسازگاری آغاز با ایلهای دیگر که روزگاری با هم احساس خویشی می‌کردند و همخونی، برهم زدند. آشوبی بپا شد و زد و خوردی سخت میانشان در گرفت. سویی بهمئی‌ها بودند، سوی دیگر شیریها با طیبی‌ها و یوسفی‌ها و خدریها. طیبی‌ها تاب نیاوردند، ناچار با بهمئی‌ها از در دوستی آمدند، شیریها و دیگران که در رزم استوار بودند و در انتقام کینه‌کش، جنگیدند تا نیرویشان و تاب ایستادگیشان رفت. ناگزیر سرزمین خود را برای بهمئی‌ها واگذاشتند و بجایی رفتند که آسایشی داشت و زمینی گسترده و بی‌رقیب.

امروز شیریها و خدریها پراکنده‌اند و بی‌نشان. یوسفی‌ها هم طایفه‌یی هستند از ایل بهمئی و بهمئی‌ها هم ایلی بزرگ و در خور نام و نشان.

هسته سازمانی ایل بهمئی یک «بهون» است. «بهون» سیاه چادری است که درونش یک خانواده زندگی می‌کند با یک «چاله» (اجاق) روشن. این خانواده پدر و مادر را با فرزندانی که زناشویی نکرده‌اند دربر می‌گیرد. گاهی نیز خواهر یا مادر پدر را.

چند بهون را که در تکه خاکی گردهم افراشته‌اند یک «‌مال» یا یک «آوادی» (آبادی) می‌خوانند. خانواده‌های یک آبادی همه با یکدیگر خویشاوندند و مردانشان از یک پدر و یک نیا.

چند مال یک «دهه» را پدید می‌آورد که ده تا پنجاه بهون دارد. دهه‌ها «تیره» و تیره‌ها «طایفه» را تشکیل می‌دهند.

ایل بهمئی سه طایفه دارد. «احمدی» و «مهمدی» (محمدی) و «الادینی» (علاءالدینی). احمد و محمد برادر بودند و پسران «بهمن». بهمن هم پسر «عالی» بود و پی گذار ایل بهمئی. محمد پسری داشت «میسا» (موسی) نام و میسا هم  چهار پسر به نامهای «علا» و «خلیل» و «نری» و «مهمد» از فرزندان علا و آل تبارش طایفه «الادینی» پدیدآمد، و از این روی از دو طایفه دیگر ایل بهمئی تازه‌تر و جوانتر است.

خلیل تیره‌یی تشکیل داد به نام «خلیلی» از طایفه «مهمدی». نری هم تیره‌ای به نام «نریمیسا» (نری پسر موسی) که پراکنده‌اند در سه طایفه «مهمدی» و «احمدی» و «الادینی». از مهمد هم در طایفه «الادینی» تیره «مهمد میسا» (محمد پسر موسی) درست شد.

ایل بهمئی بجز این سه طایفه،طا‌یفه یی هم به نام «یسوی» (یوسفی) دارد. این طایفه زمانی ایلی بوده و با سازمانی و ویژگیهای جداگانه‌یی. با گذشت زمان و بسبب جنگ و زد و خوردهای ایلی، «یسوی» تحلیل رفت و کوچک شد و امروز طایفه‌یی است «کناری»از ایل بهمئی و در زیر نفوذ و قدرت آن.

طایفه احمدی خود دو طایفه‌ شد. «بیجنی» (بیژنی) و «جلالی» بیژن و جلال فرزندان احمد بودند. طایفه بیجنی دوازده تیره دارد و طایفه جلالی چهار تیره. هر یک از این تیره ها چند تیره کوچک و چند دهه دارند. پاره‌‌یی از تیره‌های دو طایفه بیجنی و جلالی که کوچک و کم جمعیت‌اند تنها چند دهه را در بر می‌گیرند.

طایفه احمدی هفت تیره ‌«کناری» نیز دارد که خودی نیستند و از ایل یا طایفه یا جایی دیگر آمده‌اند. از این هفت تیره سه تیره سیدند و یک تیره شیخ و خادم امامزاده «بابا احمد». سه تیره دیگر «مالخانی» و «نریمیسا» و «آهنگر» است.

مالخانی‌ها در دستگاه خانهای ایل بهمئی خدمت می‌کنند و به همین سبب آنها را «مال‌خانی» (مال: خانه و آبادی) یا «عمله» می‌خوانند. تیره نریمیسا از همان نریمیسای طایفه مهمدی است وتیره «آهنگر» از چلنگران ایل بهمئی بوده‌اند.

طایفه «مهمدی» پنج تیره و طایفه «الادینی» هشت تیره دارد وهر یک چند تیره «کناری». تیره‌ها و دهه‌های طایفه الادینی بیش از طایفه‌های دیگر ایل بهمئی است.


87/11/30::: 7:47 ص
نظر()
  
  
333 magnify

حلوا شکری در دمای اتاق فاسد می شود، برای همین حتماً آن را در یخچال نگهداری کنید. مربا را در اتاق می توان نگهداری کرد به شرطی که دست های کثیفتان را داخل شیشه نکنید. پنیر را در یخچال هم نمی توان نگهداری کرد، پس سعی کنید در هر وعده یک قالب پنیر را بخورید.

برای دم کردن چای حتماً از کتری استفاده کنید.

برای تلفن همراهتان یک سری یادآور برای زمان های مختلف شبانه روز تعریف کنید که هم گاهی اوقات در تلفن همراهتان جنب و جوشی مشاهده شود و هم برای خالی شدن شارژ آن دلیلی وجود داشته باشد.

هنگام خوردن نان مراقب کپک های احتمالی آن باشید.

هنگام خوردن آمپول عضلات خود را تا حد امکان شل کنید، در این حالت برگ برنده در دستان کسی است که عضلات خود را در شل ترین وضعیت قرار داده است.

لیوان خود را هفته ای یکبار با مایع ظرفشویی بشورید.

در تنهایی با خود صحبت کنید، خود را در بحث ها شرکت دهید، گاهی اوقات خود را تشویق کنید، بعضی وقت ها خود را سرزنش کنید و به خود فحش دهید.

سطل آشغال را هر ماه خالی کنید، منتظر نباشید که کسی اینکار را برای شما انجام دهد زیرا کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من.

شب ها راحت بخوابید.

هیچ وقت به گربه ها غذا ندهید، زیرا گربه ها موجودات پر توقعی هستند و تا ابد از شما انتظار غذا خواهند داشت.

هنگام خوابیدن، تمام وسایلی را که ممکن است آرامش خواب شما را از بین ببرد منهدم کنید. از مسایل قابل توجه در این قسمت نور آفتاب ظهر فردایی که شما می خوابید، است. برای حل این مشکل از تجربیات پیشینیان یا اندکی محاسبه می توان استفاده کرد.

در ادامه بند قبلی، هیچگاه قبل از خواب بیشتر از چهار لیوان چای ننوشید، زیرا ممکن است خواب شما به خاطر امور پیش پا افتاده مختل شود.

قرص هایتان را سر وقت بخورید، تصور غافل گیر کردن میکروبها تصوری موهوم و خیالی بوده است و هیچ مبنای علمی ندارد.

در و پنجره را برای مدت طولانی باز نگذارید، زیرا گربه ها معمولاً وارد مکانی می شوند که در و پنجره آن برای مدت طولانی باز بوده است


  
  
اربعین امام حسین(ع) به دین اسلام حیاتی جاودانه بخشید
استاد حوزه علمیه بااشاره به اینکه اربعین حسینی تنها اربعین زنده در دین وتاریخ است، گفت:اربعین امام حسین به دین اسلام حیاتی جاودانه بخشید.
استاد حوزه علمیه بااشاره به اینکه اربعین حسینی تنها اربعین زنده در دین وتاریخ است، گفت:اربعین امام حسین به دین اسلام حیاتی جاودانه بخشید.
حجت الاسلام ابراهیم بهاری، استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به این که اربعین امام حسین(ع) به دین اسلام حیاتی جاودانه بخشید به خبرنگار شبستان گفت: اربعین اباعبدالله الحسین(ع) تنها اربعینی است که در دین و تاریخ زنده مانده است. اگر رشادت های اهل بیت پیامبر (ص) در مسیر کربلا و در بازگشت از آنجا نبود یقینا فلسفه قیام کربلا درکربلا مدفون می شد.
حجت السلام بهاری پنج چیز را از علامت های مومن برشمرد و افزود: مرحوم شیخ طوسی(ره) در این باره روایتی را از امام حسن عسکری (ع) نقل کرده است که در آن علامت مؤمن پنج چیز است، نماز ?? رکعتی که?? رکعت واجب و ?? رکعت مستحبی و نافله، قرائت زیارت اربعین، انگشتر در دست راست کردن، پیشانی را در سجده بر خاک نهادن و بسم الله الرحمن الرحیم را بلند گفتن.
نوسینده کتاب "اربعین" تصریح کرد: زیارت اربعین امام حسین (ع) یکی از نشانه های شیعه است. در روز اربعین، جابر بن عبدالله انصاری صحابه گرانقدر پیامبر اکرم (ص) به کربلا آمد و به نقل مرحوم کفعمی اولین زایر قبر مطهر امام حسین (ع) بود.
وی درخصوص نقل های متعددی که از زیارت اربعین شده است، گفت: زیارت اربعین را صفوان از امام صادق (ع) نقل کرده اند و مرحوم شیخ طوسی (ره) در مصباح المتهجد و مرحوم کفعمی در المصباح نقل کرده اند که در آن معارف بلندی آمده است.
حجت السلام بهاری به تشریح بخش های از زیارت اربعین پرداخت و اظهار داشت: سلام آغازین این زیارت نامه همانند سایر زیارت نامه های بر پیامبران برگزیده خداوند و امامان (ع) وارد شده است چون تمامی پیامبران حامل خط نورانی بندگی خداوند اند و باید آن بزرگان را گرامی داشت.
وی معرفی امام حسین (ع) و هدف و فلسفه قیام آن حضرت را موضوع بخش دیگری از زیارت اربعین عنوان و تصریح کرد: در زیارت اربعین امام حسین کسی عنوان شده است که نهایت تلاش خود را در دعوت مردمان برای هدایت به کار برد و برای آنان به هر نحو ممکن خیرخواهی کرد تا آن جا که در نهایت خون و جان خود را برای بیداری مردم از نادانی و گمراهی فدا کرد.
استاد حوزه با اشاره به اینکه در زیارت اربعین به یزیدیان که در مقابل امام حسین در کربلا ایستادند توجه شده است، اظهار داشت: مردمانی، دنیا طلب، دین به دنیا فروش، پیروان طاغوت و هوسران، اهل اختلاف و نفاق و گروهی جهنمی عناوینی هستند که در این زیارت نامه به یزیدیان داده شده است.
امام جماعت مسجد الاقصی تهران با تاکید به اینکه اگرچه دعا و زیارت اربعین، کوتاه است اما معانی بلندی را القاء می کند، گفت: زیارت اربعین، زیارتی عمیق و مهم است که شیعه در نشر قیام عاشورا و بازشناسی فلسفه قیام و معرفی امام مظلوم و شهیدش، آن را پاسداری می کند.
حجت الاسلام بهاری خاطر نشان کرد: پس در راه ترویج و فرهنگ زیارت ائمه اطهار (ع) که چون خورشیدی فروزان بر بام قرون به هدایت و بیدارگری مردم و شکوفایی اندیشه بشریتند، باید بیشتر کوشید و چنان باید به ستایش آنان سخن گفت که شایسته آنها است

  
  

سیمین  سالروز پیروزی انقلاب اسلامی بر تمامی ایرانیان مبارک باد


  
  

بتو نامه مینویسم ‌،‌از همه حرف نگفته
ازتموم لحظه هائی ، که دل از جدائی گفته
بتو نامه مینویسم ، با یه بغض غم نشسته
با حریر آبی اشک ، با دلی که بد شکسته
بتو نامه مینویسم ، که بگم یه دنیا اشکم
پای عاشقی همیشه دلی گریون سرشکم
بتو نامه مینویسم که دیگه خم شده پشتم
اما اشکامو واسه تو، پای هر شعری نوشتم
بتو نامه مینویسم ؛ که بدونی بیقرارم
توی زندگی و بودن ،چیزی جز تو کم ندارم
بتو نامه مینویسم که منو دوسم نداشتی
رفتی و رو قلب زارم ، داغ عشقتو گذاشتی
بتو نامه مینویسم ، که بیاد من نموندی
توی خاکستر غمها ،هیزم دلو سوزوندی
بتو نامه مینویسم ، که منو تنها گذاشتی
رفتی وُ واسه دل من ، حتی فردائی نذاشتی
بتو نامه مینویسم ، که بدونِ تو هلاکم
اگه اینجوری بمونه، ‌بادلم به زیر خاکم
بتو نامه مینویسم که زدل صبوری رفته
منکه صادقانه گفتم واسه من جدائی سخته
بتو نامه مینویسم ، تا بگم نرفته برگرد
که دلم نمونه تنها ، غمزده با اینهمه درد
بتو نامه مینویسم که اگه راهت جدا شد
اما بی تو تا همیشه ، روزگار من سیا شد
بتو نامه مینویسم ، که دل از توگرچه دوره
اما از درد جدائی، بی تو پاهام لب گوره
بتو نامه مینویسم : که دوست دارم همیشه
گرچه زندگی واسه من ، بی تو زندگی نمیشه
بتو نامه مینویسم چون میدونم دیگه رفتی
با نیومدن سراغم ! همه حرفاتو گفتی
گرچه بی تو روزگارم مث شبهام سوت وکوره
اما قلبت اگه شاده ! باشه اینجوری قبوله
بتو نامه مینویسم : پس بگم خدا به همرات
مرگ من شاید بمونه ، توی خاطرات فردات
بتو نامه مینویسم با یه عشقی توُ دعاهام
ای خدا باشی کنارش‌گرچه من همیشه تنهام.


 



 



  
<   <<   6   7   8   9   10   >>   >